تبليغاتX
سفیری دل


سفیری دل

دوستان عزیز بعد از یک سال دوباره به خدمت شما آمده ام و اینبار امیدوارم از شما و نیز از ویبلاگم به خوبی پزیرایی کنم. به هر حال در جریان سال پیش به دلایل مثل سستی تنبلی مصروفیت و ...هیج بروز نشده بودم و هنوز هم مطالب جالب و مفید ندارم تا بتواند برای شما عزیزان قانع کننده باشد.چون ناچار شدم و یکی از کارهای مدرسه ام را برای شما بروز کردم. امیداوارم همش را بخوانید و نظرات خویش را نیز بنویسید. متشکرم

Persian Oral (Speech) on Mahmud Tarzi

زندگینامه ای محمود طرزی:

محمود طرزی فرزند سردار غلام محمد طرزی در اول سنبله 1244 هجری شمسی، مطابق 23 اگست 1865 میلادی در شهر باستانی و شکوهمندی غزنی افغانستان چشم به جهان گشود. پدر محمود طرزی (غلام محمد طرزی) چهره سیاسی و ادبی به شمار می رفت، او شعر می سرود و محافل شعر خوانی نیز برگزار می کرد و  امروزه چند اثر از جمله دیوان شعر از او به یادگار مانده است. با به قدرت رسیدن عبدالرحمن خان، در سال 1882 غلام محمد طرزی به اتهام جاسوسی علیه دولت نخست زندانی و سپس همرا خانوداه اش به هند تبعید شدند. پس از اقامت کوتاهی در کراچی (پاکستان امروزی)، طرزی و خانواده اش به بغداد و سپس به دمشق رفتند و سلطان عبدالحمید دوم، امپراطور عثمانی به ایشان اجازه اقامت در آنجا داد. سالهای تبعید به دو دهه طول کشید و این سالها مهم و پرباری برای محمود جوان بود. او در دمشق و قسطنطنیه با فرهنگ و نهادهای اروپایی تماس حاصل کرد و در زمینه های علوم اجتماعی، ادبی و سیاسی و حقوق به مطالعه پرداخت و تحت تاثیر جریانهای فکری و سیاسی آنروز ترکیه، شخصیت و افکار او به سن نبوغ خویش رسید. طرزی با وجودیکه زبانهای دری و پشتو را به خوبی صحبت می کرد، زبانهای ترکی، عربی و فرانسوی را نیز فرا گرفت. در سالهای که او در قلمرو امپراطوری عثمانی اقامت داشت در امور دولت ایفای وظیفه می نمود و تجارب اجرایی به دست آورد. از جمله طرزی به تمدن غربی، طرز و روش حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در اروپا آشنا شد و با جنبش های ملی در عصر ترکان عثمانی در تماس بود و از اهداف اصلی سیاسی، مفکوره و عقاید ضد استعمار سید جمال الدین افغانی نیز اطلاع حاصل کرد. طرزی سید جمال را چنین توصیف میکند: "سید جمال الدین افغان یک معدن عرفان بود، هفت ماه مصاحبت من با او به قدر هفتاد سال سیاحت در بر دارد...". محمود طرزی در سال 1902 همراه خانواده اش که رسما از طرف امیر حبیب الله خان دعوت شده بودند، به افغانستان بازگشتند. طرزی جوان به زودی تلاشهایش را برای آغاز برنامه اصلاحات در افغانستان شروع کرد. او توجه امیر را به ضعفهای عمده کشور در زمینه های تعلیم و تربیت، ارتباطات و صنعت جلب کرد. بعدا طرزی در اثر تلاش خویش و حمایت امیر نشریه ای را بنام سراج الاخبار افغانیه راه اندازی کرد، که بهترین جریده در افغانستان به بار آمد.

طرزی و روزنامه نگاری در افغانستان (سراج الاخبار، ارشادالنسوان و ....)

یکی از حرفه های مهم و اصلی محمود طرزی ژورنالیسم یا روزنامه نگاری بود. او در عرصه ی ژورنالیسم مهارت و استعداد شگفت انگیزی داشت، تا حدی که لقب "پدر ژورنالیسم افغانستان" را کسب کرد. مهارت و استعداد او را می توان بخوبی و آسانی در فعالیتها و آثار او ثابت کرد. وقتی محمود طرزی از ترکیه به افغانستان بازگشت، نخستین تلاشها و تقلای او به راه انداختن نشریه سراج الاخبار افغانیه در سال 1290 ه.ش بود. این نشریه دومین مجله پس از شمس النهار در افغانستان بود، و از نظر کیفیت و محتوا بهترین نشریه به بار آمد. هدف عاجل طرزی آن بود که نشریه ای را که به نظر او یکی از مهمترین ابزار تمدن جدید به شمار می رفت در افغانستان به ارمغان آورد. او اظهار می داشت که به جز قبایل بدوی و وحشی هیچ جامعه سازمان یافته ای بدون رسانه خبری وجود ندارد. اخبار سراج الاخبار از مطبوعات انگلیسی، اردو، ترکی و عربی و هم از روزنامه ها و مجلات فارسی از ایران ترجمه و نقل و قول می شد. سراج الاخبار تحت سردبیری طرزی از نوگرایی و ناسیونالیزم به شدت حمایت می کرد و عهده دار آموزش سیاسی و اجتماعی قشر حاکم افغانستان بود. طرزی با انتشار سراج الاخبار افغانیه، در واقع یک جنبش مشروطیت خواهی، نوگرایی و ناسیونالیزم را پایه گذاری کرد. انتشار جریده سراج الاخبار افغانیه در تاریخ آزادی افغانستان اهمیت و مقام خاصی را دارا بوده و در مطبوعات کشور نیز در نوع خود بی نظیر بوده است، زیرا این جریده بود که نسل جدید آزادی خواهان ملی را تربیه نمود و در تدارک مقدمات انقلاب فکری و آزادی خواهی و تحول ادبی که چند سال بود در افغانستان بوقوع پیوست رول مهم و ارزنده را ایفا کرد. محمود طرزی بخاطر بیداری شعوری نسل جوان افغان در پهلوی مقالات و اخبار، نظریات علمی و فلسفی را بصورت ضمیمه در سراج الاخبار و یا بصورت جداگانه چاپ می کرد. او در مدت فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و ادبی خویش در افغانستان در حدود 25 کتاب نوشته و ترجمه نموده و بیشتر از 500 مقاله به نشر رسانیده است که این آثار نشانه از عمق دانش و فهم او می باشد. برخی از آثار او عبارت اند از علم و اسلامیت، آیا چه باید کرد؟، ادب در فن، معلم حکمت، فلسفه وطن، ازهر دهن سخنی، حی و علی الفلاح و حی علی الصلاح ... و تراجم ناولهای ژول دون: سیاحت در دور زمین، سیاحت در جو هوا، سیاحت در زیر بحر و ترجمه جنگ روس و جاپان. میر غلام محمد غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ جریده سراج الاخبار را چنین توصیف میکند "این جریده (سراج الاخبارافغانیه) مکتب جدیدی در ادب اجتماعی کشور گشود و راه نشرات تازه ادبی و سیاسی با دریچه از زندگی نوین بررخ مطالبین باز کرد. جریده از استقلال تام مملکت حرف زد و بانفوذ استعمار دولت انگلیس مخالفت شدید نمود.  این تنها جریده گاه و نا گاه از هرج و مرج اداره داخلی نیز انتقاد می کرد، لهذا بزودی مرکز علنی آزادی خواهان و اصلاح طلبان کشور گردید. تعداد مشترکین رسمی و غیر رسمی سراج الاخبار به 1400 نفر می رسید. نویسنده عمده و سردبیر این جریده محمود طرزی بود. روشنفکران و نویسندگان سراج الاخبار محمود طرزی را صمیمانه دوست داشتند." (افغانستان در مسیر تاریخ، میر غلام محمد غبار ص723)   به هر حال حمایت و تلاش گسترده ای روشنفکران افغانی و بویژه خود محمود طرزی جریده سراج الاخبار افغانیه توانست از نظر کیفیت و محتوا بهترین جریده در کشور باشد، آن نیز در کشورهای ایران، هند و آسیای میانه به فروش می رسید. اما انتشار سراج الاخبار مشکلات زیادی را نیز در سر راه خود داشت. از جمله طرزی و همکارانش باید امیر حبیب الله را متقاعد می نمود که تغیر اجتماعی- اقتصادی افغانستان، مداخله و تسلط خارجی را به بار نمی آورد و به تضعیف سلطنت و خاندان سلطنتی منجر نمی شود، برعکس چنین تحولی قدرت و اقتدار شاه را افزایش خواهد داد. آنها همچنین نمی توانستند بطور علنی از امیر و حکومت اش انتقاد کند. مشکل دوم در سر راه سراج الاخبار امپراطوری انگلیس بود. سراج الاخبار سخت توسط دولت انگلیس سانسور می شد و چون سراج الاخبار نظرات ضد استعماری انگلیس داشت فروش اش در هند برتانوی بند شده بود و دولت انگلیس چندین بار به دولت افغانستان گفته بود که انتشار سراج الاخبار باید توقف پیدا کند. ولی محمود طرزی در لابلای مطالب گوناگون با روش عالمانه  و ماهرانه سیاسی نظرات آزادی خواهی و ضد استعماری را تا آن جاییکه نشر جریده را به خطر نمی انداخت نشر می کرد. مشکل دیگری سراج الاخبار اقشار روحانیون و سنت گرایان بودند. چونکه محمود طرزی و همکارانش همواره در سراج الاخبار از نوگرای و آزادی، و بویژه آزادی زنان حرف می زدند، بعضی ها حراس داشتند که شاید اقشار روحانیون و سنت گرایان دست به آشوب علیه طرزی و همکارانش بزنند. تلاش های محمود طرزی نتایج بسیاری را در پی داشت و بعد از سراج الاخبار نشریات جدیدی را به وجود آورد که از جمله آنها می توان به ارشادالنسوان (اولین مجله زنان افغانستان در دوران معاصر) و سراج الاطفال (اولین نشریه کودکان افغانستان) اشاره کرد. نشریه ای ارشادالنسوان زیر نظر ملکه ثریا همسر امان الله خان منتشر می شد. محتوای این نشریه را مطالبی در مورد اخبار زنان، تشویق زنان برای دفاع از حقوق قانونی و اجتماعی ایشان، هنرهای خانه داری مثل آشپزی، خیاطی و غیره تشکیل می دادند و در واقع اولین رسانه ای مخصوص زنان در تاریخ افغانستان به شمار می رود. سراج الاطفال اولین نشریه مخصوص کودکان در تاریخ افغانستان بود که بطور ضمیمه در کنار سراج الاخبار منتشر می شد. محتوای این نشریه معمولا حکایت و نبشته های که بتواند برای رشد فکری کودکان مفید باشد، تشکیل می داد. 

طرزی  و ارتقای علم، معارف و فرهنگ

محمود طرزی خود مرد تحصیل کرده، دانشمند، فاضل و آگاه بود، میدانست که بدون کسب دانش و تعمیم معارف و ارتقای فرهنگ در کشور، مردم افغانستان نمی توانند راه سعادت و پیشرفت اجتماعی-اقتصادی را پیشرو داشته باشند. محمود طرزی با پیروی از فلسفه روشنگری، از مدافعان بزرگ تحصیل علم و دانش در افغانستان بود. او افکار خود را از راه قلم و سخن ارایه می کرد. چندین کتاب مفید را از ترکی و فرانسوی ترجمه و نشر کرد. طرزی نیز با ارایه کردن افکار آزاد، کلمات متین و زبان قابل فهم از طریق صفهات سراج الاخبار افغانیه به تحلیل و تجزیه عواملی می پرداخت که اسباب عقب ماندگی در افغانستان و جهان اسلام گردیده بودند. طرزی در مقالات و گفته های خود واضحا می نوشت که کسب علم و دانش و پیروی راه ترقی و نوآوری نه تنها یک افتخار بلکه وظیفه هر مسلمان و هر افغان وطن دوست هست. طرزی حتی قرآن کریم را تفسیر می کرد و از او کمک می گرفت تا مردم رابرای کسب علم و دانش تشویق کند. "اقرا و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم". "چون خدا قومی نمایان میکند/ ذوق شانرا سوی عرفان میکند" (محمود طرزی) محمود متعقد بود که تجدد، ترقی و کسب علوم زمان به منظور راه یابی به حیات بهتر، آسوده تر و ارتقای شخصیت انسانی، بر ضد اسلام و ارزشهای اسلامی نیست، بلکه آنرا جز اسلام می شمارد و برای اینکه او با مخالفین و دشمنان علم و فرهنگ ودرباریان  طرف واقع نشود و بتواند طرح روشنگرانه، صلح جویانه خود را از طریق نوشتن و گفتن در عمل اجرا قرار دهد، آیات قرآن کریم و احادیث بی شماری را مثال و دلیل می آورد. فرهنگ دانش محمود طرزی، اندیشه و طرز دید او بدرجه بزرگ، پیشرفته و ترقی خواه بود که حرف های اورا می توان حتی امروز در افغانستان و تمام جهان اسلام سرمشق اهداف توسعه تعلیم و تربیه و استراتیژی انکشافی، ترقی، تجدد و تمدن نوین با افتخار بپذیریم. محمود طرزی همیشه می گفت که انسانرا از حیوان عقل و منطق تفریق می دهد و آیینه عقل و منطق علم و معرفت است. اندیشه ها، افکار و طرح های را که محمود طرزی برای تعمیم سواد و کسب دانش در افغانستان در زمان سلطنت امیر حبیب الله خان پیشنهاد می کرد و همه تازه بود، از طریق صفحات سراج الاخبار افغانیه به هموطنانش معرفی میگردید. طرزی تاسیس مکاتب، توسعه معارف، نشر اخبار و بدست آوردن استقلال افغانستان را ممد یکدیگر و اجزای جدا نشدنی حساب میکرد. محمود طرزی وسیله نجات افغانستان و کشورهای اسلامی را از دست استعمار و رسیدن به سرحد پیشرفت و تمدن، توسعه اقتصادی و آرامش، محض در تعمیم سواد و دسترسی به تعلیم و تربیه میدانست. "معارف دانایی، شناسایی و با خبری است و از مفاد آن معلوم است که این چیزها تا چه درجه مقدس و معظم کلماتی است. مملکت جسد است، روح آن معارف است. ملت خواب است، بیداری آن معارف، وطن جماد است، حیات آبادی آن معارف. هیچ ملت، هیچ وطن بدون معارف نه ترقی میکند، و نه بیدار می شود و نه حیات می یابد." (محمود طرزی) اخیرا محمود طرزی با همکاری امان الله خان چندین مکاتب مدرن در کابل و مراکز ولایات افغانستان تاسیس نمودند، مثل مکاتب غازی، امانیه و حبیبیه. در این مدارس مضامین ساینسی، ریاضی و زبانهای دری و پشتو و از جمله زبانهای خارجی از جمله فرانسوی، ترکی، انگلیسی، آلمانی و عربی تدریس می شد. اهداف عمده ای سیتم جدید تعلیم و تربیه ترویج افکار روشنگری در افغانستان به عنوان یک دالان اساسی برای رسیدن به اطلاعات موفقیت امیز و تجددگرایی بود.

الزام و ضرورت تعلیم و تربیه، حقوق و آزادی زنان و دختران افغان، از نظر محمود طرزی

علامه محمود طرزی کسب تعلیم و تربیه را تنها برای مردان نمی خواست، بلکه بصورت جدی توصیه می نمود که کسب علم تعلیم و تربیه، دانش و فرهنگ برای مرد و زن افغان فرض است. او متعقد بود  که تعلیم و تربیه بحیث وسیله اساسی و موثر برای انکشاف، ارزشهای معنوی، استعداد های فکری، علمی و هنری یکی از ان فرایضی است که زنان و دختران افغان نیز برای بقا توسعه شخصیت، بهبود کیفیت زندگی و آزادی های قانونی و اجتماعی دارند. "یک زن و یک مرد جدا جدا یک انسان گفته نمی شود، بلکه یک زن و یک مرد یکجا یک انسان گفته می شود. یعنی یک انسان را که دونیم کنیم نیم آن زن و نیم ان مرد است. زیرا بقا و حیات نوع انسان به وجود هر دوی آنها قایم و دایم است نه تنها بر یک فرد آنها. حالا که طایفه لطیفه زنان در عالم بشریت تا چه درجه یک رکن بسیار مهم و تا چه پایه یک عنصر لازم می باشند. پس اگر آنها را از حق تعلیم و تربیه محروم براریم، گویا نصف وجود خودمان را بیکار و معطل گذاشتیم." طرزی همواره از زنان نامدار جهان در سراج الاخبار نام می برد و زنان و دختران افغان را نیز برای کسب علم و دانش، و دفاع از حقوق و آزادی های مدنی خود به شدت تشویق می کرد. ناگفته نماند تلاش و تقلای طرزی برای کسب آزادی زنان و تعلیم و تربیه اغتشاش های گوناگون را در میان اقشار روحانیون و سنت گرایان برانگیخت. ولی طرزی دلیرانه از اندیشه اش دفاع می کرد و روشن می ساخت که دین اسلام همان گونه که در تمام عرصه زندگی عدالت را معیار قرار داده است، برای زنان نیز حق دادگرانه ای قایل شده است که در دیگر ادیان هرگز نظیرش را نمی توان یافت. محمود طرزی با وجودیکه از دوستان روشنفکر و آزادیخواه خود مثل عبدالرحمان لودین و عبدالهادی داوی کمک می گرفت، خانواده تحصیل کرده و شریف خود را نیز تشویق می کرد در راه آزادی و تعلیم و تربیه زنان فعالیت کنند.  بناء برای اولین بار در تاریخ افغانستان نهضت زنان افغان را از طریق ایجاد اولین نشریه نسوان بنام "ارشادالنسوان" در زمان شاه امان الله برای بهبودی و ارتقا تعلیم و تربیه زنان و سهمگیری آنها را در امور دولت، فرهنگ و اجتماع بود. این نشریه به مدیریت خانم محمود طرزی (اسما رسمیه) و دو فرزند گرانقدر او (ملکه ثریا و خیریه) و به شمول سهمگیری چندین زن افغانی دیگر چاپ می شد. آنان پرچم آزادی، و نشر عقاید زنان را از طریق این نشریه بلند نمودند و در این راه خدمات بزرگ را در توسعه فرهنگ و معرفت در کشور و بخصوص زنان کردند. فعالیت زنان افغان تاثیرات بی شمار را در کشورهای خارجی نیز داشت. " شاه امان الله با دختر ژورنالیستی ازدواج کرده که تا حال نظیرش در افغانستان نبوده است" (هیات انگلیسی، کابل 1922)

سهم طرزی و ادبیات افغانستان

یکی دیگر از شایستگی و محبوبیت علامه طرزی شاهکاری های او در زمینه ای ادبیات معاصر افغانستان هست. او اولین نفری بود که ملت افغانستان را از تحولات ادبی جهان مدرن باخبر ساخت و کارهای شگفت انگیزی را در عرصه ادبیات افغانستان انجام داد. علامه طرزی نخستین اندیشه ورزی است که در افغانستان معاصر، بحث ادبیات و زبان شناسی را پیش می کشد. طرزی نخستین کسی بود که ادبیات اروپایی را از طریق صفحات سراج الاخبار به جامعه افغانی معرفی کرد، و او نیز برای اولین بار رمان نویسی را در افغانستان بنیان نهاد. چند رمانهای را که از نویسنده ی فرانسوی (ژول دون) ترجمه و نشر کرده بود شامل ذیل می باشد: جزیره پنهان، سیاحت به دورادور کره زمین در هشتاد روز، سیاحت در جو هوا و .... طرزی نخستین مترجم داستانی های مدرن و گزادرنده  شعر در ادبیات معاصر افغانستان به شمار می رود. طرزی نیز شعر را بسوی دیگری کشاند. برعلیه شاعران دیگر که اشعار شان از می و میخانه و زلف یار تشکیل می شد، اشعار طرزی از واژه ای مثل خط اهن، برق، ریل و علم و دانش شکل می گرفت، و امروزه چند اثر شعر از او به یادگار مانده است. طرزی 31 کتاب نوشته ، ترجمه و نشر کرده و بیشتر از 500 مقاله در سراج الاخبار نیز نشر کرد. یکی دیگر از شاهکاری های ادبی او انتشار بهترین جریده مدرن و با کیفیت و محتوا ی عالی "سراج الاخبار" بود. طرزی روزنامه نگاری مدرن را به صدها افغان دیگر نیز آموخت. اخیرا طرزی شخصی بود که واقعا آغازگر روشنگری و تحول فکری سیاسی در افغانستان بود. طرزی نیز به زبانها و لهجه های مختلف افغانستان احترام می گذاشت و اولین کسی بود که لهجه ای هزارگی را ثبت و ضبط کرد. کارها و فعالیت های ادبی او منجر شد تا صدها افغان وطندوست دیگر در پهلوی او دست به فعالیتهای فرهنگی و ادبی بزنند.

طرزی و تجدد گرایی در افغانستان و جهان اسلام

هدف اصلی علامه طرزی از نشر سراج الاخبار و کارهای فرهنگی، سیاسی و ادبی او این بود تا چراغ معرفت (نوگرایی) را در تاریکترین نواحی افغانستان روشن سازد. طرزی و دوستانش به عنوان مدافعان نوگرایی (مدرنیسم)  به تجزیه و تحلیل عواملی می پرداختند که آنها متعقد بودند سبب عقب ماندگی افغانستان و در کل جهان اسلام شده است. طرزی متعقد بود تمام تجارب تاریخ افغانستان نشان می دهد که عدم علم و دانش، سنت گرایی و خرافه پرستی عوامل بزرگ عقب ماندگی افغانستان و جهان اسلام هستند. او پراگندگی افغانها و تعصبات گروهای سنت گرا را عوامل دیگری از عقب ماندگی افغانستان می دانست. طرزی با ان دسته از اروپاییان که اسلام را عامل عقب افتادگی مسلمانان می دانست کاملا مخالفت می کرد. طرزی در پاسخ می گفت که جدایی علم و دین سبب پیشرفت غرب شده است. طرزی استدلال می کرد که توفیقات گذشته تمدن اسلامی ثابت کرده است که سنت ها و خرافه پرستی هایی که مانع پیشرفت کشورهای اسلامی شده، اساسی در مبانی اسلام ندارند. بنابر این خود مسلمانان را مسول عقب ماندگی شان می دانست، نه دینشان "دود سیاهی که از سقف وطن بر می خیزد از سوی ماست، شعله های که از چپ و راست مارا به کام خویش فرو می برد توسط خود ما بر افروخته شده اند." (محمود طرزی)  طرزی یکی از نخستین افغانهای بود که استدلال می کرد، سلطه اروپا را نباید تنها به قدرت نظامی آن نسبت داد. بلکه باید منتسب به دستاوردهای فرهنگی، علمی، اقتصادی و صنعتی اروپا دانست. بنابراین طرزی متعقد بود که افغانستان و در کل جهان اسلام باید نوگرایی (نوگرایی اروپایی) را در هر عرصه زندگی پذیرا باشند مثلا نوسازی آگاهانه با اسلام، آزادی های مدنی، جدایی دین از علم و سیاست و کسب علم و دانش مدرن. او متعقد بود که تنها با پذیرفتن و عمل کردن نوگرایی جهان اسلام می تواند در مقابل استعمارهای اروپایی از خود دفاع و رقابت کنند. طرزی اصرار می ورزید که نه باید به اتهامات و بدگوییهای سنت گرایان دینی که از روی جهل و تعصب هست توجه شود. طرزی و دوستانش قرآنکریم را تفسیر می کردند و از آن کمک می گرفتند تا مردم را به نوگرایی و علم و دانش مدرن تشویق کنند. "برای کسب دانش حتی به چین مسافرت کنید" طرزی همواره قشر روحانیون را زیر سوال می برد و می پرسید "چرا ایمان استوار به اسلام، به عنوان بهترین و مقدس ترین دین مانع تلاش افغانها برای رهایی کشورشان از جهل، فقر، فلاکت، بیماری و وابستگی شود؟" اخیرا طرزی تنها راه حل عقب ماندگی  افغانستان و جهان اسلام را پذیرش نوگرایی می دانست. او می گفت هر کشور مسلمان باید جامعه سکولاریزم باشد، دین از سیاست و علم جدا گردد، تحجر های مذهبی و خرافات سنتی و فرهنگی کاملا از بین برود. مثلا می گفت چهار زن گرفتن باید توقف شود و به زنان بایستی آزادی های اجتماعی و قانونی داد. سرانجام طرزی اندیشه های سکولاریزم و نوگرایی داشت که آنرا از طریق سراج الاخبار نشر می کرد.

طرزی پان افغانی، پان اسلامی و پان آسیایی

یکی دیگر از شایستگی و ویژگیهای محمود طرزی احساسات ضد استعماری و خواهان اتحاد افغانان، مسلمانان و در کل آسیاییان بود. طرزی متعقد بود که پراگندگی افغانها یکی از عوامل هست که سبب عقب ماندگی انها شده است. او وحدت ملی را در میان مردم الزامی می دانست و از تک تک مردم افغانستان می خواست تا تعصبات قومی، نژادی، لسانی و مذهبی را از بین ببرند و به زیر یک پرچم و نام (افغان) زندگی کنند. گذشته از ان اصلاح طلبان افغان همچنین تلاش داشتند که ناسیونالسیزم و نوگرایی افغانستان را با مفهموم پان اسلامی پیوند دهند. طرزی و دوستانش متعقد بودند که استعمار گران اروپایی طرحهای سیاسی و مذهبی را که هدف از انها ترویج مادی گرایی و سرانجام از بین بردن تدریجی اسلام است، دنبال می کند. به نظر طرزی  مسلمانان می توانند با توسل به پان اسلامی و ارتقا بخشیدن وحدت اسلامی در برابر امپریالیسم اروپایی مقاومت کنند. در این رابطه امپراتور عثمانی، ایران و افغانستان سه کشور اسلامی که استقلال شان را حفظ کرده اند، می توانند نقش تاریخی مهمی بازی کنند. طرزی خواستار خلع اختلافات میان مذهب شیعه و سنی نیز شد. طرزی و دوستانش همچنین از مفهموم وحدت آسیا در برابر استعمار اروپایی همچون دلیل برای نوسازی کشور استفاده می کردند. استعمار گران اروپایی تقریبا تمام آسیا را تحت کنترول خود درآورده بودند، و آسیایان و بویژه مسلمانان در هرجا اذیت و آزار می شدند و مساجد آنها به آتش کشیده می شد. در برابر چنین زورگوییها و دست اندازی های اروپاییان در شرق بویژه علیه مسلمانان، طرزی از مسلمانان خواست تا با کشورهای غیر اسلامی شرقی که بیداری شان در پیروزی جاپان بر روسیه تبلور یافته بود صف واحدی تشکیل دهند. طرزی پیروزی جاپان را بر روسیه یک افتخار برای آسیا می دانست و کتابی نیز در مورد آن ترجمه و نشر کرده بود. بلاخره طرزی زیر نام "آسیا برای آسیای ها" همیشه مسمانان و غیر مسلمانان شرق را برای اتحاد و همبستگی در برابر استعمارگران اروپایی تشویق می کرد.

 

طرزی و امپریالیسم اروپایی (بویژه انگلیس) و سهم او در استقلال افغانستان

مطمنا یکی از صفحات درخشان تاریخ کشور ما مبارزه محمود طرزی و جوانان وطندوست افغان در راه آزادی وطن در مقابل سیاست استعمارگرانه انگلیس می باشد. یکی از اهداف عمده محمود طرزی از نشر سراج الاخبار ناسیونالیزم و مبارزه با استعمارگران اروپایی (بویژه انگلیس) بود. او و دوستانش به شدت از استعمارگران اروپایی مخالفت می کردند و همواره از حضور انها در آسیا در روی صفحات سراج الاخبار انتقاد می کرد و مردم را برای دفاع از ملت شان تشویق می کرد "ما تسخیر کنندگان آسیا را غاصبین و غارتگران می دانیم، اروپاییان تنها به اروپا قناعت نکرده است طمع به آمریکا و استرالیا و آفریقا دراز کردند و به آن هم قناعت نکرده آرزو دارند دولت های بزرگ آسیایی را نیز جز خود سازند، بدین سبب حض و طمع شان روزبروز زیاد شده می رود". (محمود طرزی) در دوران حبیب الله خان فروش سراج الاخبار در هند برتانوی ممنوع شده بود و دولت انگلیس چندین بار به امیر افغانستان نیز اطلاع داده بود که نشر سراج الاخبار باید توقف یابد. ولی با وجود فشار و سانسور امیر محمود طرزی از هدف خود برنگشت و استعمارگران اروپایی را همواره متهم و مورد انتقاد قرار می داد. ولی در زمان امان الله که خود  مرد وطندوست و آزادیخواه بود، محمود طرزی علنا از سیاست استعمارگرانه ی انگلیس مخالفت می کرد. بالاخره تا به قدرت رسیدن امان الله خان محمود طرزی مردم و جوانان وطندوست افغانستان را وادار ساخته بود تا برای استقلال افغانستان بجنگند و وقتی امان الله که خود پروریافته ای اندیشه ها و افکارهای سیاسی و ملی طرزی بود برای استقلال افغانستان دست به مبارزده زدند. 

رابطه طرزی با حکومت حبیبه و امانیه

امیر حبیب الله خان بعد از وفات پدرش عبدالرحمن خان در سال 1901 میلادی تخت و تاج شاهی را بدست گرفت. محمود طرزی قبلا در دمشق مسکن گزین بود تا اینکه در سال 1902 همراه خانوده اش به افغانستان بازگشت. نخست طرزی به ریاست دفتر ترجمه دربار "دارالترجمه" منصوب شد و وظیفه ای اصلی او اطلاع رسانی حوادثی جهانی به امیر بود. بعدا از سال 1911 تا 1919 سردبیری جریده سراج الاخبار را به عهده داشت. رابطه محمود طرزی با حبیب الله خان تا اندازه ای خوب بود، چون دو دختر طرزی (ثریا و خیریه) همسر دو فرزند حبیب الله خان (امان الله و عنایت الله) بود و همپنین او در امور دولت به حبیب الله کمک می کرد. ولی امیر یک مشکل در سر راه محمود طرزی در نشر سراج الاخبار بود، چونکه سراج الاخبار از طرف امیر سخت سانسور می شد تا اینکه تاج و تخت را به خطر نه اندازد.

شاه امان الله خان در سال 1919 پس از قتل پدرش صاحب تخت و تاج شاهی شد. دوران امان الله یکی از درخشانترین دوران در تاریخ معاصر افغانستان به شمار می رود و این دوران نیز برای محمود طرزی و گسترش افکار و اندیشه های او مفید تمام شد. محمود طرزی پدر زن امان الله خان بود و وقتی او به قدرت رسید محمود طرزی را به عنوان وزیر خارجه برگزید و نیز مشاور بانفوذ و اصلی امان الله بود. در کمترین فرصت توانست روابطه دوستانه و دیپلوماتیک را با کشورهای مانند روسیه، فرانسه، ایتالیا، سویس و دیگر کشورهای اروپایی قایم نماید. این آشکار هست که رکن اصلی دولت امانی محمود طرزی بود، چون امان الله پروریافته ای اندیشه  و مفکورات سیاسی و ملی محمود طرزی بود ودر همه امور دولت از محمود طرزی مشورت می گرفت. امان الله نیز مثل محمود طرزی مرد ازادیخواه و تجددگرا بود و بنابراین به زودترین فرصت می خواست افغانستان به یک کشور پیشرفته و مدرن مبدل شود. امان الله با کمک محمود طرزی توانستند برای افغانستان در عرصه تعلیم و تربیت، آزادی های شخصی و مدنی شهروندان، رشد اقتصادی اجتماعی و نظامی افغانستان خدمات زیادی انجام دهند و یکی از شاهکاری های ایشان کسب استقلال افغانستان بود. سرانجام محمود طرزی از تندروی های امان الله دست پروده ای خویش به تنگ امد و چون نصیحت هایش بر او اثر نمی کرد در سال 1922 از مقام وزارت خارجه استعفا داد و به عنوان سفیر افغانستان در فرانسه در بین سالهای 1922 تا 1924 فرستاده شد. ولی بعد از چندی که آشوب های داخلی علیه دولت شروع شد دوباره به مقام وزیری گماشته شد، و لیکن بار دیگر در سال 1927 استعفا داد.

در سال 1929 میلادی حملات پی در پی و اغتشاش های اقشار سنت گرایان مذهبی و قبیلوی منجر شد تا امان الله خان در 14 جنوری 1929 از مقام شاهی اش استعفا بدهد. سقوط دولت امان الله خان منجر به آواره شدن محمود طرزی نیز شد، چون شورشیان مذهبی اورا نیز در لیست سیاه برای اعدام نام برده بودند. بنابراین در سال 1929 محمود طرزی مجبور شد تقلا و تلاش خود را در عرصه بهبودی افغانستان خاتمه دهد و خود آواره دیار غربت شد. او از افغانستان به ایران و بعد ترکیه رفت و در انجا مشغول کار در دولت، سرودن شعر و نوشتن خاطرات کودکی و جوانی اش شد. بالاخره در سال 1933 با یک عالم ناامیدی و با دل پر درد از جهان چشم پوشید.  روح اش شاد باد

چرا علامه و یا پدر ژورنالیسم افغانستان؟

مسلما وقتی یک انسان از دیار فانی بسوی دنیای ابد مهاجرت میکند، مردم او را به اثر ثروت و زیبایی و یا دلایل دیگر یاد نمی کند. این خدمات و فداکاری های شخص برای ملت و مردم اش هست که او را معروف، عالیقدر و نامدار می سازد. بنابراین امروزه که محمود طرزی چهره شناخته شده و مطرح در میان افغانان و بویژه روشنفکران هست بخاطر ثروت و رابطه او با خاندان سلطنتی افغانستان نبود، این فداکاری و خدمات او برای آزادی وطنش و بهبود اوضاع اجتماعی و فرهنگی مردم اش هست که اسم او بر زبان مردم همواره به نیکی زمزمه می شود. طرزی همانطور که می دانیم تنها روزنامه نگار نبود و این تنها بخش از شخصیت عظیم او را می ساخت. او اندیشمند بود، نویسنده بود، شاعر بود، مترجم بود، سیاستگر بود، دولتمرد بود، معرف ادبیات مدرن بود، بیگانه ستیز بود و فراتر از همه متجدد و مبارزه جو علیه سنت گرایی و خرافه پرستی بود. خدمات و فداکاری های او را که قبلا توضیح دادم دوباره تحت چند عنوان ساده خلاصه می کنم:

. بنیان گذاری ادبیات معاصر در افغانستان

. مبارزه عیله استعمار انگلیس (کسب استقلال افغانستان)

. مبارزه علیه سنت گرایی و خرافه پرستی (ترویج نوگرایی و آغاز روشنگری در افغانستان)

. تعمیم سیستم تعلیم و تربیه مدرن و بویژه مبارزه برای تحصیل و آزادی زنان

. اتحاد ملی، و همبستگی جهان اسلام و در کل آسیا

. بهود گرایی در زمینه ی اوضاع فرهنگی و اجتماعی افغانستان

. کشاندن کشور بسوی مدرنیسم و نفوذ او بر هزاران افغان دیگر

. نفوذ ناسیونالیزم در افغانستان

از آن گذشته طرزی واقعا لایق لقب علامه و یا پدر ژورنالیسم افغانستان را دارد چونکه در تاریخ معاصر افغانستان هیچ کسی دیگر به اندازه او فداکار و خدمت گذار ملت و مردم افغانستان نبوده است. طرزی شخصی بود که واقعا آغازگر روشنگری و تحول فکری سیاسی در افغانستان بود. در دوران او افغانستان در زمینه های سیاسی، ادبی، اجتماعی، اقتصادی و ... کاملا بهبود یافته بود.

انتقادات و نظرات دیگران

مطمنا همه از خود دوست و دشمن دارد و بویژه وقتی داخل میدان سیاست می شوی به همان اندازه که دوست داری، دو برابر دشمن داری. به هر حال طرزی نیز از خود دوست و دشمن های زیادی داشته و دارد.

 دوست:

"برای من جای افتخار است که امروز در جلسه ایکه به یاد بود مرد بزرگ، دانشمند بزرگ، سیاستمدار بزرگ، ژورنالیست نامدار و نویسنده انقلابی وطن خود محمود طرزی اشتراک می نمایم." (عبدالحمید مبارز، ریس اتحادیه ملی ژورنالیستان افغانستان، 2008)

“Indeed Mahmud Tarzi, the most influential thinker of modern afghanistan was more of a leader than Amir Habibullah Khan and influenced a large number of Afghan intellectuals including the two sons of Amir: Amanullah Khan and Enayatullah Khan…” (An English writer)

" طرزی همان سان که همه می دانیم تنها روزنامه نگار نبود و این حرفت بخش از شخصیت او را می ساخت. او اندیشمند بود، نویسنده بود، شاعر بود، مترجم بود، سیاستگر بود، دولتمرد بود، معرف ادبیات مدرن بود، بیگانه ستیز بود و فراتر از همه متجدد و هماوردجوی علیه سنت گرایی بود." ( لطیف ناظمی و پروفیسور لودویک ادمیک خاورشناس دانشگاه آریزونا)

مخالف:

"محمود طرزی به شعر بسیار فاصله داشت و نمی توان نام او را شاعر گذاشت." ( کامران میرهزار، سایت کابل پریس)

"ملعون" سر سخت ترین مخالف طرزی نادرخان (شاه سابق افغانستان)

"محمود طرزی روحا و به واسطه ی کبر سن، شخصی است تنبل و عیاش و داع السکر، ولی با تجربه و متین و فال اندیش هست. در امور مذهبی به کلی بی علاقه و اول کسی است که در افغانستان با خانواده خود عکس برداشته و حجاب مخالفت نموده و افراد خانواده ی طرزی هم همین رویه را تعقیب می نمایند." (مهدی فرخ، سفیر وقت ایران در کابل)

از ان گذشته کسانی مثل اقشار روحانیون و سنت گرا با اندیشه های نوگرایی و سکولاریزم طرزی به کلی مخالفت می کردند، حتی شورشیان مذهبی 1929 او را در لیست ساه برای اعدام نام برده بودند. امروزه همچنین تعدادی زیادی از سنت گرایان مذهبی و فرهنگی مخالف اهداف و اندیشه های محمود طرزی می باشند. برعکس هزاران افغانهای دیگر او را بی نهایت مورد احترام قرار داده بودند و امروزه نیز از شهرت بالای در میان تجدد گرایان و روشنفکران افغانی برخوردار هست. اخیرا خیلی ها از اندیشه های طرزی پیروی و استقبال می کنند و باور دارند که اکثریت اندیشه های طرزی اگر امروز در افغانستان از او پیروی و پیاده شود، افغانستان به زودی بسوی موفقیت و دموکراسی راه خواهد یافت. از آن گذشته بعضی ها طرزی را متهم میکنند که او علیه فرهنگ و دین خود برخاست و از همه فراتر تا حدی پشتونست بود و تبلیغ و ایجاد ناسیونالیزم او بیشتر بر اساس قومی، نه ملی بود. "ما را ملت افغان و خاک پاک ما را افغانستان می گوید. چنانچه عادات، اطوار و اخلاق مخصوص داریم، زبان مخصوص داریم، زبان مخصوص را نیز مالک می باشیم که آن زبان را افغانی (پشتو) می گویند. این زبان را مانند حرز جان باید محافظه کنیم، در ترقی و اصلاح آن جدا کوشش ورزیم. تنها مردمان افغانی زبان (پشتو زبان) نی، بلکه همه افراد اقوام مختلف افغانستان را واجب است که زبان افغانی وطنی ملتی خود را یاد بگیرند. در مکتب های اهمترین آموزش های، باید تحصیل زبان افغانی باشد." (محمود طرزی)

طرزی و مقام او در جامعه افغانی امروز

امروزه طرزی یکی از برجسته ترین چهره های قرن بیستم در افغانستان هست و بویژه در میان تجدد خواهان و روشنفکران افغانی از شهرت و اعتبار زیادی برخوردار می باشد. نویسندگان زیادی در مورد او، اندیشه ها و فعالیتهای او پژوهش و تحلیل کردند. یکی از بزرگترین همفکران طرزی وزیر خارجه افغانستان داکتر رنگین دادفر اسپنتا می باشد. در حقیقت اگر اندیشه های طرزی را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم سرمشق اهداف امروزی ما نیز خواهد بود. چون مشکلاتی که امروزه افغانستان و یا کشورهای اسلامی دچار ان هست، را ه حل اش همانا اندیشه ها و طرز فکر و سیاست طرزی می باشد. روزبروز طرزی شناسی در افغانستان بیشتر و بیشتر می شود و جوانانی زیادی به اندیشه و مفکورات سیاسی او آشنا و بالاخره به ان جذب می شوند. مثلا در سپتامبر 2005 موسسه فرهنگی طرزی در کابل تاسیس شد و در سال 2008 برای هفتاد و پنجمین سالگرد طرزی یک کنفرانس بین المللی در کابل برگزار شد که در آن تعدادی زیادی از مقامات افغانی و خارجی شرکت کرده بودند. همچنین در طی چند سال اخیر روشنفکران افغانی از دولت خواسته اند که یک اکادمی مخصوص  طرزی شناسی در افغانستان تاسیس کند.

والسلام

نوشته شده در شنبه 1388/07/18ساعت 6:18 توسط یدالله حیدری| |

دوستان ارجمند بی نهایت سلام و امیدوارم شاد و شاداب باشید. مدتی مدیدی میشه که اصلا نه شعر و نه مقاله خط خطی کدیم. اصلا هیج کتاب و مطلبی هم نخواندیم.  شاید دلیل اش همین باشد که سستی و ولگردی کدیم. به هر صورت امشب یک شعرکی خط خطی کدیم خدا کنه خوش تان بیایه.

نور خورشید تنها در سایه می درخشد
پرنده در فضا پر می زند
پیاله برای شنا ماهی زندان هست

اینجا نیز
عاشق شدن تو
گناه شمرده شده
برگ زرد درختان
به بوی روز عشق سبز نمی شوند
همچنین هنرمندان "بیز" نمی زنند

باید برویم
جاییکه عاشق شدن تو
برایم سهل هست

نوشته شده در سه شنبه 1387/12/20ساعت 21:19 توسط یدالله حیدری| |

تقدیم به ... که از صمیم قلب دوستش دارم!

همه غرور دارند
همه به خود می نازند
کوه به قامت بلند اش
دامن سبز
ابر چهره ماه دارد
در ارتفاع بلند از زمین
در فضا می رقصند
باد تلاطم دارد
هو هو می کند
حتی آهو به قدمهایش نمی رسد
دریا به بهانه عاشق بودن
با لبان آبی اش
مدام ساحل را می بوسد
من هم غرور دارم
به خود می نازم
چون ترا دارم

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/08/21ساعت 12:3 توسط یدالله حیدری| |

این شعر پایینی را به مناسبت کنسرت ضیا ساحل در ادلید به تاریخ ۱۲ اکتوبر سروده ام. ضیا ساحل یکی از پر استعداد ترین و خوش آواز ترین خواننده محبوب کشور ما می باشد. کسانیکه در آنجا شرکت کرده بودند من مطمن ام که به اندازه کافی لذت برده اند و متاسفانه کسانیکه در آنجا نبودند امیدوارم قطعه شعر بنده تکه از زیبای آن محفل لذت بخش و دلپذیر را به شما عزیزان بیان کند. 

در این کوچه های تنهاپرست
میان آدمهای غم فروش
نه بوی وطن
نه کلام همزبان
نه سبد عشق هدیه می شود
شانه هایم می لرزند
قلبم در قفس سینه ام تنگی میکند
به صدای آشنای که از خاطرات
سخن گفت
به انگشتهاییکه سرود وطن را
در دهکده تنهایی انعکاس می دادند
شانه هایم می لرزند
پاهام می کوبند
به محفل که بوی بهار
و عطر طراوت عید را داشت
به جمعی که 
که از گلبرگ های عشق و امید میگفتند
شانه هایم می لرزند
پاهایم می کوبند
به آنانیکه
چراغ محبت را در کوچه سیاه روشن میکنند
قلب تنها را امید می بخشد
به روح خسته بهار را هدیه میکند
و برای ما
از جویبارهای خاطرات
سبزه می چیند

نوشته شده در دوشنبه 1387/07/22ساعت 11:12 توسط یدالله حیدری| |

مسافر
سپیده دم
با کوله باری از تنهایی
با چشمان خیس
به امید روزنه محبت
و آرزوهای محال...
اما
این آدمها با تو قهرند
موجهای دریا کشتی ترا دوست ندارد
دنیا پیچیده تر از آن است که تو به آرامش برسی
و غربت سخت تر از آن که تصور کرده بودی
تو هنوز ساده ای!
راه باریک قریه ترا منتظر هست


تنهایی در آوارگی

قرن ها
برای بودن با تو
خبالبافی کردم
که روزی  مثل بندهای زنجیر
بخیه شویم
اما سفره بی مهر زمانه
آدمها را مثل ابرهای بادزده
آشفته کردند
مثل عام الفیل که از سنگ باران ابابیل درد کشیدند
من نیز در غربت از جدایی تو
کوه کوه درد می چشم
هر صبح بر بام خانه ات
برای پرندگان
دانه بریز
شاید روزی خورشید
نورش را از زیبایی تو گرفته
راهبان من شود
تا به دیدن تو بیایم

نوشته شده در سه شنبه 1387/06/12ساعت 13:56 توسط یدالله حیدری| |


Design By : Night Skin